خرید بک لینک

آستین های سوخته

یک عمر تنهایی

تا دلم در خلوتی بغرنج تنها می شود

تا دلــم در خـلــــوتی بغــــرنــج تنهــا می شود
در گلویم شب به شب بغضی شکـوفا می شود

بــر دل من دست مگـذارید زیــرا ســال هاست
حــرف از جنــس مگــو بسیــار پیــدا می شود

هر کجـــا کــه با صــداقت پیش رفتــم دیده ام
خنجـــر اطـــرافیــان بر شـــانه ام جـا می شود

اعتمـــادی نیست آب رفته بــرگـــردد به جـــوی
چـون کجــا دلهــای مـــردم مثـل دریا می شود

هـر کجـا گوینـد کــه چشــم از خیـانت بـاز دار
تازه می فهمی که چشــم کـور هـم وا می شود

بیــن افـــرادی که می گفتند محـــرم بـوده انـد
درد دل کــردن چـرا بـرعکـس معنـــا می شــود

یونـس اینقـــدر از دل پــر با مخاطب ها مگوی
عاقبت روح تـــو هـــم مثــل مسیحـــا می شود

#یونس_نوروزی_اولشی

برچسب: نویسنده: آریا یوسفی تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 6:45

صفحه بندی